زنان علیه مردان

«… اولین واکنش ستمدیدگان به ستمی که بر ایشان رفته است، تصور جهانی است به تمامی عاری از آن دیگری که ستم بر آنان روا می‌دارد: زنان در خیال خود جهان بدون مردان را تصور می‌کنند؛ آمریکایی‌های آفریقایی تبار جهانی بدون سفیدپوستان و کارگران جهانی بدون سرمایه‌داران. مشکل این نگرش این نیست که بیش از حد رادیکال است، بلکه برعکس به اندازه کافی رادیکال نیست: این نگرش نمی‌تواند این نکته را بررسی کند که چگونه هویت موضع خودشان (موضع کارگر، زن، سیاه پوست)  محصول «میانجی‌گری» دیگری است.» اسلاوی ژیژک

مقاله شادی صدر زلزله مجازی تولید کرد. درباره ضعف‌ها و قدرت‌های مقاله خیلی بحث شده است:

چه فرقی است بین امام‌جمعه تهران و سایر مردان ایرانی؟

مردان ایرانی؟

چند نکته (در ادامه همان مطلب بالایی)

خانم صدر! مراقب باشید

از سخنان شادی صدر برآشفته نشویم

قلمرو مردانه

بوی تند متلک های مردانه؛ در دفاع از خشم شادی و در دفاع از رنجیده خاطری مردان متفاوت

ناتوانی این دست‌های سیمانی

تبعیض مثبت و تبعیض منفی؛ درباره تفاوت مردان ایرانی با امام جمعه تهران

آه از این لطف به انواع عتاب آلوده

شاید واکاوی حامد قدوسی دقیق‌ترین نقد بر نوشته شادی صدر بود ولی همدلانه و دوستانه‌ترین نقد را علی عبدی نوشته است. با وجودی که من هم با مقاله شادی صدر مخالفم و از نقدهای اصولی و دقیق قدوسی و عبدی لذت بردم به نظرم یک نکته نادیده گرفته شده است.

موافقان و مخالفان نوشته شادی صدر همه با جنبش زنان همدل هستند (با وجودی که شاید فعالانه نقشی نداشته باشند)، همه به وجود تبعیض علیه زنان باوردارند و همه با قوانین ناعادلانه مخالفند؛ در اصل مشکل کسی بحثی ندارد. اختلاف میان این دو گروه مانند دره‌ای عمیق، قصد پر شدن ندارد در تمام بحث‌های در گرفته در فیس بوک و وبلاگ‌ها دوطرف مرتب حرف و نظر خود را تکرار می کنند و با تمام این تلاش‌ها فاصله به هیچ وجه در این 2-3 روز کم نشده است و جا به جایی افراد بین دو گروه بسیار ناچیز است. چرا؟

مقاله شادی صدر طرفداران زیادی دارد که به هیچ وجه نمی‌توان آنها را و حرفشان را نادیده گرفت و تا حدود زیادی من قادر به درک موضعشان نبودم. چرا با این انسان‌های منطقی و با سواد – که من می توانم در تمام کل بحث درباره حقوق زنان با آنها به توافق برسم- بر سر این نقطه خاص (ضعیف، تقلیل‌گرا و نابجا بودن نوشته صدر) به تفاهم نمی‌رسیم و از مواضعمان تکان نمی‌خوریم؟

اکثریت موافقان و مدافعان صدر را زنان تشکیل می‌دهند و اکثریت این مخالفان را مردان. این صف‌بندی بیرونی دقیقآ همان صف‌بندی درون مقاله است: زنان علیه مردان. بدون استثناء از عامی‌ترین تا آگاه ترین، از آیت‌الله تندرو تا استاد دانشگاه عضو کمپین یک میلیون امضا. پس در مقاله صدر، حقیقتی در بین خطوط (فرای در نظر نگرفتن مصلحت جنبش زنان، فرای در نظر نگرفتن انصاف، فرای تند و خشم‌آلود بودن لحن) پنهان است که با این صف بندی آشکار می شود.

در تعداد زیادی از نوشته‌های مدافع شادی صدر به بیان خاطرات تلخ ناامنی اجتماعی و ناامنی جنسی ایران اشاره شده است (1 و2) و همچنین در خود نوشته صدر بخش‌هایی مستقیماً به متلک گفتن به عنوان بخشی از روند رشد اجتماعی یک پسر ایرانی اشاره می‌کند و حتی برخوردهای از جنس اصرار به پوشاندن همسر و خواهر و مادر در هنگام خروج از خانه از ترس گشت ارشاد و مزاحمان خیابانی را از این جنس می داند. ظاهراً اینجاست که صف مردان از زنان جدا می‌شود و مردها از صدر تا ذیل یکی.

کریستوا با الهام از فروید می گوید: «اختگی یک ساخت خیالی است که شخص را از یک تمامیت خیالی به سمت حوزه‌ای از فقدان یا میل سوق می‌دهد، همان فقدانی که حوزه نمادین را به جریان نمی‌اندازد و حوزه نمادین اجتماعی بر اضطراب یا ترس از اختگی استوار است.» این «برش» موهوم ساختار اجتماعی را شکل می دهد. لکان معتقد است که: «دیدن هر زن زیبایی برای مرد اخته‌کننده است.» پاسخ نظم اجتماع بدوی (با غلظت بیشتر در شرق) حذف زن از اجتماع، پوشاندن و مستور کردن زن است و در نهایت تنها مکانی که زن اجازه بروز دارد، در نزد «محرمان» است. این پاسخ تاریخی با کم و زیاد در تمام جوامع مردسالار وجود داشته است (مسلماً بحث کارکرد مردسالاری و نقش دید خطی نسبت به زمان، در پیشرفت‌های تمدن و فرهنگ بشر در اینجا لزومی ندارد). با تغییرات اجتماعی و لزوم حضور زنان در عرصه اجتماع و ضرورت این اتفاق در جوامعی (جهان اول، پیشرفته، متمدن یا با هر نام دیگر) تغییراتی این دید به وجود آمد که در جامعه ما ایجاد نشد.

ما – زنان و مردان- در ایران یاد نمی‌گیریم که در کنار هم زندگی کنیم. جداسازی از آغاز تا پایان تحصیلات عمومی وجود دارد و آنچه دختران از مردان یاد می‌گیرند و می‌بینند، همین خاطرات تلخ گفته شده است. پسران هم یاد نمی‌گیرند با این حس فقدان یا این میل چه باید کرد. بروز این میل به خشن‌ترین شکل ممکن رخ می‌دهد با «پرتاب» متلک. متلک گفتن یا ابراز خشن میل، منحصر به ایران و جوامع مشابه ایران نیست. این برخوردها بخشی از روند رشد جنسی انسان است و تا آنجا که من می‌دانم در تمام جوامع، نوجوانان از متلک به عنوان ابزار نزدیک شدن به یکیدگر استفاده می کنند (باز هم قبول دارم که این رفتار در سنین بعد از بلوغ ناهنجار است که ظاهراً منظور شادی صدر این هم نبود).

توجه به پوشش همسر (یا خواهر) به نوعی که جلب توجه نکند یا به عبارتی سکسی نباشد، هم چیزی منحصر به ایران نیست (منکر تفاوت‌ها و افراط‌ها در ایران نیستم). تا آنجا که من می دانم، این امری جهانی است و علت آن هم دقیقاً ترس از همین رفتارهای خشن و کور است (فیلم Irreversible مثال خوبی است). تجاوزو کودک آزاری منحصر به ایران نیست (با وجودی که منکر تفاوت‌ها نیستم متقدم بعضی از انواع خشن این برخوردها شاید در ایران کمتر هم باشد ولی شیوع انواع ملایم‌تر مثل ماجرای تاکسی و… در ایران بیشتر است).

تمام این بحث برای این بود که نشان دهم آنچه میان تمام مردان جهان از احمدی‌نژاد تا اوباما، از بیل کلینتون تا  آیت الله صدیقی مشترک است، این هراس و اضطراب اختگی است. تفاوت‌ها در برخورد با این اضطراب است والبته تفاوت جوامع هم در نحوه آموزش این برخورد است.

نکته دیگر خطر نوع خاصی از سیاست هم‌دستی (alliance politics) است. سیاستی که سعی دارد تمام زنان (ایرانی) را حول محور مبارزه با تبعیض علیه زنان و دفاع حقوق زنان متحد کند. زنانی با فرهنگ‌ها و خواست‌های مختلف که دشمن مشترک آنها «جامعه مردسالار» است در نفس این اتحاد ایرادی وارد نیست. ولی این احتمال وجود دارد که این عرصه کاملاً یک دست و هم‌سطح شود. قربانی این اتفاق پایین‌ترین و مظلوم‌ترین قشر زنان‌اند که به شکل خطرناکی مورد خشونت واقع می شوند. اتفاقی که با این نوشته افتاد. یعنی بحث‌های حقوق زنان از موارد اعدام زنانی که در دفاع از خود مرتکب قتل شدند یا موارد خودسوزی و دعواهای حق حضانت مادر به سمت رسوخ و رسوب فرهنگ مردسالار در ذهن مردان ایرانی روشنفکر منحرف شده است. به شکلی که خانم صدر به جای آنکه از این ظلم‌های آشکار حقوقی  شاهد بیاورد برای «حضور مردسالاری در جامعه»، از «عکس‌العملهای شدیدی که مردان فعال در عرصه مجازی به مقاله با تیتر برانگیزاننده  (provocative)» ایشان به عنوان مصداق نام می‌برد و از بحث اتنزاعی در فضای مجازی نتیجه می‌گیرد: «… ما فمینیست‌ها چه ضرورت مبرمی داریم برای برداشتن گام‌های جدیتر برای مبارزه با فرهنگ مردسالار، گامهایی که مردسالاری را از یک مفهوم انتزاعی، تبدیل به موضوعی مشخص، با مصادیق عینی، روزمره و واقعی تبدیل کند و به قول معروف، بچه را به نامش بخواند.«

پ ن: این نوشته به بررسی روانکاوانه مقاله شادی صدر پرداخته است: تفاوت « توبه طلبی» امام جمعه تهران و شادی صدر چیست؟

5 پاسخ برای زنان علیه مردان

  1. چیزی که یادم رفت اول نوشته بنویسم: تمام این حرف ها با توجه و احترام به جایگاه شادی صدر در جنبش زنان نوشته شده است.
    این تحلیل ها برای نگاه کردن به خود و دیدن اون روحیه مردسالار درون من (به عنوان یک مرد ایرانی) نوشته شده. قصدم تلطیف چهره این نوع تجاوزها نبوده

  2. نگاهی متفاوت و احتمالا اولین نوشته ای که نگاهی جدی به نوشته خانم صدر داشته. همانطور که در پاسخ به کامنت شما در وبلاگ ام هم نوشتم :
    بیایید فرض کنیم تمام کیفیات سخن خانم صدر معیوب است. یعنی او نه رعایت ادب را کرده، نه از فکت علمی استفاده کرده و نه مطابق عرف جلو رفته. این طوری بخش اعظم مخالفین خانم صدر خلع سلاح می شوند. از این راه ، شاید بهتر بتوانید رفتار dismissive وبلاگ نویسان عموما با علقه های مذهبی (از داریوش محمد پور تا حامد قدوسی) از پی ایرادات شکلی نوشته خانم صدر را بفهمیم. چون سخنگو رعایت ادب و احترام را نکرده است ، امکان ندارد که در بطن سخن ش حقیقتی نهفته باشد. همه آنها آخرین نوشته شان بزرگمنشانه از ادامه بحث عذرخواسته اند و تقصیر را به گردن پست دوم خانم صدر انداخته اند. از دید من ، نوشته خانم صدر بسیار همه فهم نوشته شده است : پالایش اخلاقی یک جامعه از گذر پذیرش مسئولیت جمعی می گذرد. پس هر کدام از ما مردان شهامت داریم جلوی آینه بیاستیم و یکایک متلک ها و روسری جلو بکش هایی که حواله زنان کردیم را به یاد بیاوریم؟ (چیزی که مستقیم و ساده در نوشته خانم صدر آمده) به نظر می آید که این بزرگمنشانی که بحث را مختومه می دانند تمایلی ندارند.

    یک نکته هم در باب نوشته شما : نوشته اید که توصیه به پوشش مختص ایران نیست و جهانی ست. می بایست با شما مخالف باشم و بگویم بهتر است بگویید چنین رفتاری مختص به جوامع مسلمان است نه همه دنیا. در متن فرهنگ غربی ( آمریکایی ) موضوع هرزه پوشی زنان ، یا در استریپ کلاب ها واقع می شود یا در بگومگویی میان پدر با دختر۱۶ ساله اش که به کلاب می رود ( همیشه هم در فیلم ها پدر مغلوب می شود ). شما صرف نظر از کمیت ، کیفیت این برخورد را با سرکوب همه گیری که مردان علیه «ناموس» خود روا می دارند یکی می گیرید؟ لازم نیست یادآوری کنم که ایرانی ها این رفتار را با خود در فرنگ هم به سوغات می آورند.

    باز هم از نوشته دقیق شما سپاسگذارم

  3. ممنون از نظر شما. من در ايران زندگي مي كنم و نمي توانم ادعا كنم فرهنگ غربي را خوب مي شناسم. اطلاعات من درباره نحوه زندگي غرب و آمريكايي از فيلمها و مخصوصا سريالهاي آمريكايي است. مثالي هم كه آوردم يك فيلم بود. فيلم Irreversible : زني مورد تجاوز قرار مي گيرد و بعد از آن هم مورد ضرب وشتم. ما در ادامه فيلم مي بينيم كه علت تنها بودن زن اين است كه به دنبال يك درگيري با پارتنرش برسر لباسي كه پوشيده است از مهماني به تنهايي خارج مي شود. من درباره رابطه زن و مرد در آمريكا بيشتر از روي سريال Friends (كه ظاهراً در اين زمينه آنچه نشان مي دهد كم و بيش جدا از لحن كمدي آن با واقعيت تطابق دارد) چيزهايي مي دانم كه در چند صحنه كوچك اختلافات بر سر نحوه پوشش همسر يا ارتباطات كاري يا اجتماعي آن است. مسلماً به اندازه يك دهم ايران هم نيست ولي وجود دارد. البته دوستاني كه در آمريكا زندگي مي كنند بيشتر مي دانند.

  4. بنده هم تا شش ماه قبل در ایران زندگی می کردم در همه عمر بیست و هشت ساله ام. تجربه من هم بخش عمده اش از زندگی کردن در جوامع غربی نیست و بیشتر ناشی از مصرف محصولات فرهنگی اش است.
    فیلم جنجالی بازگشت ناپذیر را هم دیده ام و باید اعتراف کنم موثر ترین چیزی بوده که وقاحت مستتر در تجاوز بدنی را با هنرمندی ونسان کسل و خانم بلوچی به من نشان داده.

    امیدوارم که موضوع نوشته خانم صدر ، بار بعدی توسط هر فردی مطرح شد، اینگونه بایکوت نشود.
    موفق باشید

  5. سلام آشفتگیبازاری به نام واردات شکر، تعطیلی کارخانجات،بیکاری کارگران و کشاورزان، از دست رفتن صنایع مختلف مثل آهن، تولید و اشتغال همه نشان دهنده سقوط اقتصاد مملکتمون هست. حضرت امام خمینی فرمودند باید تحمل داشته باشیم. یا امام خمینی (ره)، سیسال تحمل کردیم و به غیر از گرانی و کمبود و حقوق ناچیز، چیزی ندیدیم. ما همه در راه توایم خمینی. پیش به روی حرم حسینی، لبیک یا خمینی.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s