31 سال قبل در روز عاشورا سال 1357 بزرگترین تظاهرات علیه رژیم شاه (تا آن زمان) برگزار شد، از این اتفاق به عنوان نقطه عطفی در انقلاب سال 57 یاد میکنند. امروز در تهران و در روز عاشورا، حکومتی که مدعی است که ادامه قیام حسینی است، به ضرب و شتم مردم معترض پرداخت. حتی اگر ارتباطی میان این دو واقعه وجود نداشته باشد، برای مردمی که 30 سال پیش را به خاطر دارند این دو مشابه است. مسلماً در میان سران حکومت هم این خاطرات زنده است. بنابراین عجیب است بخواهند خود را در کنار رژیم طاغوت قرار دهند. پس چه چیز باعث شد که در ظهر عاشورا هوای شهر عزادار را با اشک آور و دود پر کنند؟
در ظهر روز 6 دی، ساعت 2 بعد از ظهر، فضا در اکثر خیابانهای منتهی به انقلاب، آزادی و ولیعصر امنیتی بود. هر چند دقیقه یک بار ماشین نیروی انتظامی یا آمبولاس عبور میکرد. مردم در کنار خیابانها در تجمع کرده بودند و هر از گاهی شعار می دادند، شعارهایی که اکثراً تند بود و بر علیه رهبر یا کل نظام بود. بیشتر از تجمع معترضان، تجمع برای گرفتن نذری بود. ظاهراً عزاداران منتظر نذری کاری به اعتراض نداشتند. با این وجود کف خیابانها پر از سنگ بود. کیوسک نیروی انتظامی و یک موتور سیکلت در میدان ولیعصر سوخته برجا مانده بود. وقتی نیروهای لباس شخصی برای متفرق کردن شعاردهندهها حمله کردند، معترضان فراری به سرعت توسط بقیه مردم به صف نذری کشیده شدند. همان مردمی که ظاهراً بی اعتنا به شعارها و جوانان عاصی بودند، ناگهان تغییر شکل دادند و سبزها را درون خانهها پناه دادند.
وقتی پس از سرکوب، میدان ولیعصر خالی شد، مردم در تقاطع خیابان زرتشت تجمع کردند. نیروی انتظامی و بسیج با موتور به سمت خیابان زرتشت حرکت کردند. من این حمله را تماشا می کردم. خانمی چادری با یک عینک بزرگ کائوچویی که به جز عینک و بینی اش باقی صورتش را با چادر پوشانده بود، نیز ناظر این صحنه بود. با این چهره انتظار داشتم الان به من چپ چپ نگاه کند و کمی «قربان صدقه» لباس شخصیها برود. به من چپ چپ نگاه کرد ولی شروع کرد به فحش دادن:»وحشیها، بی شرفها، خدا از رو زمین برداره شما رو». بعد هم مشتش را از زیر چادر درآورد و گفت:»مرگ بر دیکتاتور».
اعتراضها از سطح شهر به سختی جمع شده ولی زیر لایهای به نازکی یک چادر پنهان است.
اما چرا باید یک حکومت شیعی تمام تلاشش را به کار ببرد تا شبیه به مظهر ظلم و جور و نامردی و نا جوانمردی شود و آن هم دقیقاً در روز دفاع از مظلوم؟
این صف نذری بدجور رفته رو اعصابتا!!
آره. توی میدان ولیعصر کلی نیروی انتظامی و لباس شخصی ایستاده بودند. روی زمین پر از سنگ شیشه شکسته و موتور سوخته بود، صدای مرگ بر دیکتاتور می اومد. ملت با خیال راحت منتظر قیمه پلو بودند. ولی در کل ملت ما پسیو اگرسیو هستند. احتمالاً توی همین صف نذری در گوشی غر می زدند و فحش می دادند.